سفیدک پودری هلو (Podosphaera pannosa) یکی از مهمترین بیماریهای قارچی باغهای هلو در ایران، بهویژه در حاشیه زایندهرود است که در صورت نبود مدیریت مناسب، میتواند خسارت قابلتوجهی به اندامهای هوایی درخت وارد کرده و کیفیت و بازارپسندی محصول را بهطور جدی کاهش دهد. این پژوهش با هدف تعیین زمان بهینه سمپاشی، بررسی کارآیی قارچکشهای مختلف و ارزیابی نقش هرس سبز (در نیمه اول خردادماه) بهتنهایی و در تلفیق با کنترل شیمیایی، طی دو سال زراعی انجام شد. آزمایشها در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی اجرا گردید و درصد آلودگی و شدت بیماری در برگ و میوه بهعنوان شاخصهای اصلی ارزیابی مورد اندازهگیری قرار گرفت. نتایج حاصل از مقایسه تیمارهای شیمیایی نشان داد که کارآیی قارچکشها در کنترل بیماری متفاوت است و برخی تیمارها توانستند کاهش معنیداری در درصد آلودگی میوه ایجاد کنند، در حالی که برخی دیگر اثرگذاری کمتری داشتند. بررسی زمان کاربرد قارچکش پایدیفلومتوفن+دیفنوکونازول (Miravis Duo® SC 20%) نشان داد که اثربخشی این قارچکش بهشدت وابسته به مرحله فنولوژیک درخت است؛ بهطوریکه بیشترین کنترل بیماری در بازه ۴ تا ۵ هفته پس از ریزش گلبرگها حاصل شد و در این زمان، درصد آلودگی میوه به حداقل مقدار خود رسید. همچنین بررسی اثر هرس سبز در درختان هلو، بهتنهایی و در ترکیب با کنترل شیمیایی نشان داد که هرس سبز بهتنهایی موجب کاهش معنیدار آلودگی و شدت بیماری شد، اما بیشترین اثر کنترلی در تیمارهای تلفیقی مشاهده گردید. بهویژه، ترکیب هرس سبز با کاربرد قارچکش مؤثر توانست درصد آلودگی میوه را به کمتر از یک درصد کاهش دهد که بیانگر اثر همافزای این دو روش مدیریتی است. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان میدهد که مدیریت پایدار سفیدک پودری هلو مستلزم بهکارگیری یک راهبرد مدیریت تلفیقی شامل انجام بهموقع هرس سبز و یک نوبت کاربرد هدفمند قارچکش بر اساس فنولوژی درخت است.